Thu 15 Jan 2009
عاشق بودن ...
به نام حق
سلام
عاشق بودن
تجربه تمامی احساست بیرون از عشق ٬
و از نو بازگشت به عشق است .
عاشق بودن
تحمل رنج و درد
و توانایی غلبه و از یاد بردن این رنج و درد است .
عاشق بودن
همان است که بدانی دیگری کامل نیست .
بتوانی بخش های نازیبا را ببینی ولی
بر بخش هایی که دوست می داری تاکید کنی
و شادمانه هر دو را بپذیری .
عاشق بودن
بر پا ساختن ستونهای استوار بر بنای احساسات است
ولی جایی نیز برای تغییر بگذار
چون
داشتن احساس یکسان در تمام عمر
جایی برای رشد ٬ تجربه و آموختن نمی گذارد .
عاشق بودن
توانمند بودن در پذیرش ایده ها و واقعیت های نو است
دانستن آن است که دیگری نیز آنچه که بوده باقی نمی ماند
و تغییر آرام آرام او را دگرگون می کند .
عاشق بودن
بخشیدن تا سر حد فقر است
والاترین هدیه ها بین دوستان
اعتماد است و درک متقابل
این دو ارمغان عشق اند .
عشق ایثار چیزی بیش از تمامی خود است ٬
تنها در طلب لبخندی کوچک .
عاشق بودن
دیدن نه تنها با چشم که با دل است
پرورش بینشی در ژرفای احساس خود و دیگری است
داشتن درکی نیکو از پیوند میان دو انسان است .
عاشق بودن
فداکاری خود به تمامی است
آماده تا بگویی :
" اینک من
و دوستت دارم بسیار و بسیار !
ندای تمام وجودم "
نه اینکه هر دم به رنگی در آیی و هر روز
نوایی دگر ساز کنی تا نور خوبی ها
ظلمت کمبودهایت را بپوشاند !! ...
( ترزا. ام. ریچرز )

یا حق
