Wed 2 Jul 2008
شاید !!
به نام حق
سلام
چند روزی بود
که زیاد حالم رو به راه نبود .
اتفاقات عجیب
سخت
دردناک
و ...
اتفاقاتی که جز صبر کار دیگری از دستم بر نمی آمد
ولی
بد جوری کلافه و درگیرم کرده
به حدی که
بعد از ظهر روز دوشنبه
( اگر اشتباه نکرده باشم )
دوستم
را دیدم
خواست
مرا به نهار دعوت کنه
گفتم خوردم
فکر کرد تعارف می کنم
از این حرفا ..
بعد
برگشت گفت
اگر راست می گی
بگو ببینم چی خوردی
باور کنید
۲۰ دقیقه ای
داشتم
فکر می کردم
۱-۲ ساعت قبلش
چی خورده بودم
آخرم
یادم نیومد !!!
بازم
الحمدالله ٬
حکمتی توش بوده
و من عاجز از درکش ...
ولی در این چند روز
یه تصمیمی گرفتم
انشالله که
صلاح و درست باشد
امروز و دیروز
در ماشین
cd استاد حورایی را که گوش می دادم
در مورد
لجاجت و بعد
گذشت حرف می زد
خیلی حرفای به حق و زیبایی
می زند
ولی
از گوش دادن
تا
عمل به آن
فاصله ی زیادی است !!
(اگر فرصتی شد ٬
بعدا از سخنانش
خواهم نوشت.. )
انشالله
به لطف و مرهمت الهی
که بیدار شوم
و ...
نمی دانم
امسال
در صورت بودن حیات
چه جایی و چی چیزی قسمتم خواهد شد
خدایا ![]()
هر چه نصیبم کردی
قدرت درک
و فهم
صلاح بودنش را هم به من عطا فرما ...

التماس دعا
پاورقی ۱۳ تیر :
نشد قسمتم
تا دوباره بینم
حرم یار را ![]()
![]()
...
یا حق
Sun 29 Jun 2008
قسمت نبود ...
به نام حق
سلام
اومدم بعد از مدتی درد و دلی کنم
کم هم نبود
ولی یه دفعه
همش پرید ![]()
الانم حوصله بازگویش را ندارم
شاید فردا و
شایدم
هرگز ![]()
لابد حکمتی توش بوده
و
قسمت نبوده !!
این روزا ... ![]()

پاورقی :
امشب از جلوی ناودان طلا با من تماس گرفتن
همین ...
التماس دعا
یا حق
Fri 27 Jun 2008
آخه چرا ...
به نام حق
سلام
خداییییییییییییییییییییییااااااااااااااااااا
![]()
![]()
![]()
...
..
.
چیزی ندارم بگم !!
![]()
فقط خودت شاهدی
پس ...
![]()
یا حق

