Wed 4 Jun 2008
آهنگران ...
به نام حق
سلام
من گناه ٬ آلوده ام از هر کجایی رانده ام
هر طرف رو می کنم ٬ در بسته و در مانده ام
هم نفس بودم زمانی با شهیدان ره ات
در بساط نفس افتادم ٬ من و جا مانده ام
کار خیری در وجود خود سراغ ندارم
هر کجا رو کرده ام بذر گناه افشانده ام
صحنه هایی دید چشمانم ٬ که دارم شرم از آن
هر کلامی نابجایی ٬ از کلام رانده ام
نیست در پرونده ی اعمال من یک روشنی
خوب می دانم تو را من بارها رنجانده ام
راه من را باز کن که من سر درگمم
بس که خود را لابلای معصیت پیچیده ام
این دل آواره و آلوده ام را پاک کن
تا شوم سرباز حق ٬ مهدی شود فرمانده ام
( حاج صادق آهنگران )

التماس دعا . . . ![]()
![]()
![]()
یا حق
Sun 1 Jun 2008
امام عاشقان ، امام شهدا ...
به نام حق
سلام
محرم اسرار :
جز گل روی توام در دو جهان یاری نیست
چهره بگشای به رویم که تو خود یاور و دلدار منی !
محرمی نیست که مرهم بنهد بر دل من
جز بو ای دوست که خود محرم اسرار منی !
امام خمینی ( ره )
گوش کنید
http://www.bachehayeghalam.ir/go.php?url=1129
من که خیلی ...
![]()
امام . . . ![]()
![]()
![]()
چی بگم !!!
کجایی ای امام عزیز که ببینی ما چه شدیم ....
آدم چیزی نگه خیلی بهتره !!!
لزومی نداره که من نوعی بخوام چیزی بگم
بیشتر هم به خودم می گم ...
خوش به حال اون روزا ...
من سنی نداشتم
و
در ایران هم نبودم
ولی خب
حال هوای اون دوران را می تونم تصور کنم
خیلی دلم می خواست
می بودم و باشم
در جایی که هدف فقط رضای خداوند متعال ملاک هست
نه جایی که فقط هدف
پول ٬ پول و پول
و . . .
ولش کن ٬
اخه بخوام شروع کنم
تا صبح یه بند خواهم نوشت
دلم پر از ...
خدایا
ما را هدایت کن ...![]()

.jpg)
پاورقی :
باز هم از آرشیو ..
از خیلی وقت پیش
منتظر بودم
تا این زمان برسه
بیام
یه مطلب
درست حسابی
از امام (ره)
بنویسم
ولی
تازه
می فهمم
که
واسه هر کاری
اول لیاقت می خواهد !!!
![]()
التماس دعا
یا حق
Fri 30 May 2008
از خودم ...
به نام حق
سلام
آسمان
آسمان را دیدم
رنگ بر رخسار نداشت
کبودی بر تن داشت ٬
ابر ٬
و سیاهی غم بر دل
غرش می کرد و
ناله ٬
برق چشمانش
منور کرده بود تاریکی را ٬
اشک ریزان بود
و
درد و دل
می کرد .
نفهمیدم چرا
این بود حالش ...
گریه اش بهر چه بود !!
هیچ نگفت و
با همان حال رفت
که رفت !
جای دگر ...
و
من را هم در ابهام
جا گذاشت !!!



پاورقی :
...
التماس دعا
یا حق
Thu 29 May 2008
از آرشیو ...
به نام خدا
سلام
گفتن از گفتنی ها ساده است
مثل یه نفس کشدن
از نا گفتنی ها ٬ گفتن ٬ دشوار است
مثل نفسی است که بالا نمی آید

از درمانده ٬ درمانده ترم
از خسته٬ خسته ترم
نگو که چه می کنی اینجا
که از سرگردان ٬ سرگردانترم ...
پاورقی :
می خواستم آپ کنم
ولی
حرفی واسه زدن نداشتم
و چیزی نداشتم واسه گفتن ...
این مطلب را در آرشیو ٬
اتفاقی دیدم
و گذاشتم .
التماس دعا
یا حق
Tue 27 May 2008
چرا ؟!
به نام حق
سلام
خیلی وقته می خوام
در مورد این موضوع حرف بزنم
چه چیزی واسم سوال شده
بیشتر از خودم می خوام بپرسم
چرا
وقتی از جانب خداوند متعال
انجام به یه کاری امر می شم
دنبال هزارن سند و دلیل و ...
هستم تا آن را انجام بدم
به قولی قبولش کنم
و بپذیرم
با توجه به آنکه
در حقانیتش هم شکی ندارم
ولی در انجامش
سستی نشون می دم !!!!
ولی
وقتی
شیطان ٬ مرا دعوت به کاری می کنه
در بیشتر موارد
چشم و گوش بسته
می شتابم
در انجامش !!!
اینجا هم از
اشتباه بودن
یا آگاهی دارم
و یا خود تجربه کردم ...
نمی دانم !!!
خیلی راه
دارم تا رسم به آن حدی
که ...
انشالله خواهم رسید ...

التماس دعا
یا حق
